
آن" زنان سرزمین من,بیرقهای نگون بخت آویخته در کوچه پس کوچه های بی شرم این روزگار"
آن" زنان سرزمین من,نعره هایی در خفقان گنگ تزویر که هر شام ,عادات ماهیانه شان را می گریند "
آن" زنان سرزمین من, صدای کم رمق و نا امید غزلهای بی قافیه خاک خورده در بایگانی همیشه ممهور حقوق بشر"
آن" زنان سرزمین من,سمفونی رقصان جهل بر سینه عریان تیغ و سنگ و شلاق
آن" زنان سرزمین من,زمزمه تکراری آیه الکرسی و مفاتیح الجنان,و شفایی که قرنهاست در خواب زمستانیست "
آن"زنان سرزمین من,تداخل یک ازدحام کور,بوی کافور و تریاک,نانی خشک و کودکی یتیم "
...
نوشته شده در 2008/4/6 ساعت 9:4 AM توسط پارسا
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت