تبليغاتX
ترجمه آهنگهای درخواستی به فارسی









آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟



خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه
دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم
شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است...

حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟

افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد .

يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟



نوشته شده در 2007/11/29 ساعت 7:31 AM توسط پارسا
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


pAArsa is an independent. He is not part of any political group, association or organization.This Template designed by pAArsa , Copyright © 2007 all rights reserved